توانمندسازی استراتژیک
ساختن توانایی یک تیم برای اینکه خودش کاری را اجرا کند: کار کردن کنارشان روی کار واقعی تا وقتی دیگر ما را روی آن لازم نداشته باشند.
معرفی
بین انجام دادن کار برای یک تیم و ساختن تیمی که بتواند کار را انجام بدهد فرق هست. اولی سریعتر است و وابستگی میسازد؛ دومی اولش کندتر است و همان چیزی است که بیشتر سازمانها وقتی میگویند کمک لازم دارند واقعا میخواهند.
توانمندسازی یعنی کار کردن کنار آدمهای شما روی پروژههای واقعی نه آموزش دادن در یک اتاق. آنها کار را میکنند، ما در حین انجامش حاضریم، و درگیری ما عمدا کم میشود تا وقتی دیگر لازم نباشد. این مدل برای ما کمسودتر است و همانی است که چیزی از خودش جا میگذارد.
مناسب چه کسانی است
- شرکتهایی که بعد از سالها برونسپاری یک کارکرد را داخل میآورند
- تیمهایی که به مسئولیتهایی ارتقا یافتهاند که کسی برایشان آمادهشان نکرده
- کسبوکارهایی که توانمندی میخواهند نه یک تامینکننده دیگر
نگاه ما به توانمندسازی استراتژیک
کارهایی که یک همکاری معمولی شامل میشود. دامنه از اول مشخص است و بعدا هزینه اضافه نمیشود.
ارزیابی توانمندی
اینکه تیم الان چه میتواند، نقش چه چیزی لازم دارد، و فاصله صادقانه بین این دو.
کار کردن در کنار هم
انجام دادن کار واقعی با هم نه آموزش انتزاعی. یادگیری در تصمیمهاست نه در اسلایدها.
کاهش برنامهریزیشده
یک برنامه زمانی توافقشده برای کم شدن درگیری ما، تا انتقال یک برنامه باشد نه یک رها شدن تدریجی.
چارچوبهای تصمیم
استدلال پشت انتخابها، نوشتهشده، تا تیم بتواند موقعیتهایی را مدیریت کند که ما هیچوقت پوششان ندادیم.
بازبینی و کوچینگ
بازبینی منظم کار خود تیم با بازخورد مستقیم، که بیشترِ بهبود همانجا اتفاق میافتد.
مستندسازی
فرایندها و تصمیمها همانطور که پیش میرویم ثبت میشوند، تا توانمندی با رفتن کسی که یادش گرفته از بین نرود.
از اولین تماس تا نتیجه
هر بار همین ترتیب، تا همیشه بدانید قدم بعدی چیست.
ارزیابی
مشخص کردن توانمندی فعلی و توافق روی اینکه استقلال چه شکلی است.
هدایت مشترک
اجرای اولین چرخه با هدایت ما و درگیری نزدیک تیم در تمام مسیر.
جابهجایی نقش
تیم چرخه بعدی را هدایت میکند و ما به جای هدایت، بازبینی میکنیم.
کنار کشیدن
عقب رفتن به بازبینی دورهای و بعد بیرون رفتن کامل، طبق برنامهای که در ابتدا توافق شد.
نتیجه، نه انبوه فایل
چند فایل تحویلی یعنی پیشرفت نیست. اینها چیزهایی است که باید واقعا عوض شود.
توانمندیای که میماند
تیم میتواند موقعیت بعدی را بدون یک قرارداد جدید مدیریت کند.
هزینه مستمر کمتر
توانمندی داخلی از یک قرارداد دائمی ارزانتر است، که دلیل صادقانه ارزش داشتن این کار همین است.
تصمیمهای سریعتر
تیمی که مالک کار است منتظر در دسترس بودن یک آژانس نمیماند.
یک پایان توافقشده
یک برنامه کنار کشیدن که از اول توافق شده، همان چیزی است که توانمندسازی را از یک قرارداد بیپایان جدا میکند.
پرسشهای رایج درباره توانمندسازی استراتژیک
چیزهایی که معمولا قبل از تماس میپرسند. اگر پرسش شما اینجا نیست، مستقیم بپرسید.
توانمندسازی چقدر طول میکشد؟
معمولا دو تا سه چرخه از هر کاری که هست، پس یک فصل تا یک سال بسته به تخصص. سریعتر از آن یعنی تیم تماشا کرده نه تمرین.
مستقل کردن ما خلاف منفعت شما نیست؟
از نظر تجاری و در کوتاهمدت بله. در عین حال مشتریهایی میسازد که برای کار بعدی برمیگردند و ما را معرفی میکنند، که ترجیحش میدهیم به قراردادی که ادامه دارد چون کس دیگری نمیتواند چیزی را که ساختیم اداره کند.
اگر تیم ما آماده نباشد چه؟
ارزیابی اول همین را مشخص میکند، و گاهی جواب صادقانه این است که قبل از معنا پیدا کردن توانمندسازی، یک استخدام لازم است. همین را میگوییم به جای اجرای برنامهای که نمیتواند موفق شود.
بعدش میتوانید در جریان بمانید؟
اغلب مشتریها یک ترتیب سبک بازبینی نگه میدارند، که یک رابطه متفاوت و خیلی کوچکتر از اجراست. این یک وضعیت پایانی معقول است و با وابستگی یکی نیست.
توانمندسازی استراتژیک برایتان مطرح است؟
بگویید میخواهید چه چیزی عوض شود. اگر گزینه مناسبی نباشیم، همان اول میگوییم و جای بهتری معرفی میکنیم.
دنبال تصویر کاملتر هستید؟
توانمندسازی استراتژیک معمولا کنار کارهای دیگر در آموزش، توانمندسازی و دانش قرار میگیرد. کل این حوزه را ببینید تا ارتباطها روشن شود.
